ساختار سازماني و موقعيت بهداشت، ايمني و محيط زيست در نمودار تشکيلاتي
مأموريت HSE در يک سازمان حفاظت از جان و سلامت کارکنان (در مقابل حوادث انساني و بيماريهاي شغلي)، ايمني تجهيزات (در مقابل حوادث منجر به خسارتهاي مادي) و حفاظت از محيط زيست است. اين مأموريت، بسيار خطير است و نبايد در اجراي اين مأموريت سازماني و رسالت انساني سهل انگاري شود. فعاليت در اين زمينه علاوه بر لزوم مسلح بودن به علوم فني، به جديت، اقتدار، صلابت و قاطعيت نياز دارد و تکاسل و سهل انگاري در اداي وظايف HSE از سوي کارکنان، باعث بروز سوانح ناگوار مي شود. با توجه به مطالب عنوان شده، هسته HSE در يک سازمان مي بايستي حداقل در سطح «اداره» و حداقل رده سازماني مسئول آن «رئيس» و ترجيحاً «مدير» باشد. با توجه به حساسيت موضوع، از لحاظ موقعيت اداره در ساختار تشکيلاتي، «اداره HSE» بايد مستقيماً با بالاترين رده سازماني مديريت ارشد (مدير عامل) در ارتباط باشد تا بتواند با دارا بودن اقتدار، در اجراي وظايف خود، به طور مؤثر عمل نمايد. زمانی که اداره HSE به صورت یک واحد خُرد در نظر گرفته شده و زير نظر واحد های دیگر قرار گیرد. اين کار اشکالات زيادي دارد که برخي از آنها عبارتند از:
1) نمي تواند قدرتمند عمل کند و جلوي کار نا ايمن را بگيرد. اداره HSE بايد آن قدر مقتدر باشد که اگر مدير کارخانه بخواهد ايمني و سلامت کارکنان و محيط زيست را فداي توليد کند، بتواند از کار ايشان ممانعت کند.
2) به لحاظ لزوم رعايت سلسله مراتب سازماني، مجبور است با مديران بالا دست خود که صرفاً ستادي و کاملا غير فني هستند در ارتباط باشد و به آنها گزارش دهد.
3) ماهيت کار HSE بازرسي و اعمال نظارت است که در حين بازرسي ها، در صورت برخورد، بايد مانع انجام اعمال نا ايمني شود. اگر HSE زير نظر مثلاً مدير کارخانه باشد، چگونه مي تواند اصطلاحاً به مدير کارخانه گير دهد!!!؟؟؟
4) مدير HSE مشاور کارفرما بوده و هر چه اين فاصله سطوح سازماني بيشتر باشد، بهره گيري مديريت ارشد از مشاور HSE محدودتر مي شود.